ماهگرفتگی
نماز در گرفتگی نور
در آن روز، آسمان چهرهای دیگر داشت. خورشید که همیشه با شکوه و روشنی بر زمین میتابید، ناگهان رنگ باخت و در پس سایهای سنگین فرو رفت. مردم مدینه، با چشمانی پر از حیرت، به آسمان خیره شدند. زمزمهها در کوچهها پیچید: «ابراهیم، فرزند پیامبر(ص) از دنیا رفت و آسمان نیز در سوگ او گریست.»
ابراهیم، کودک نازنینی بود با چشمانی روشن و لبخندی که دل پیامبر(ص) را نرم میکرد. او ثمرهی عشقی پاک بود میان محمد مصطفی(ص) و ماریه قبطیه. اما اجل، بیرحم و بیصدا، در آغوش پیامبر(ص) آمد و کودک را با خود برد. پیامبر(ص)، با چشمانی اشکبار، پیکر کوچک فرزندش را در آغوش گرفت. بغضی سنگین در گلویش نشست، اما لب به شکایت نگشود. تنها گفت: «دل میسوزد و چشم میگرید، اما جز آنچه خدا بخواهد نمیگوییم.»
در همان لحظات، خورشید گرفت. مردم، دلنگران و اندوهگین، این همزمانی را نشانهای دانستند. برخی گفتند: «آسمان نیز در غم پیامبر شریک شده.» دیگران باور کردند که این پدیده، نشانهای آسمانی از عظمت ابراهیم است.
اما پیامبر(ص) برخاست. با گامهایی آرام، بر منبر ایستاد و با صدایی روشن و قاطع فرمود:
«خورشید و ماه، نشانههایی از قدرت خداوندند. این دو، به فرمان او میگردند و گرفتگیشان نه به خاطر مرگ کسی است، نه به خاطر تولد کسی. هرگاه چنین پدیدهای دیدید، به نماز بایستید. به یاد خدا باشید، نه به دنبال نشانههایی از بشر.»
و آن روز، نماز آیات در میان امت اسلام پدید آمد؛ نمازی که از تعظیم و تأمل در عظمت آفرینش.
امشب، باز آسمان در سکوت فرو میرود. ماه، آرام آرام در سایهی زمین پنهان میشود و دلها به تماشای این شگفتی آسمانی مینشینند. اما این، نه نشانهی خشم است و نه پیام مرگ. این، آیتیست از آیات خداوند؛ دعوتی برای تأمل، برای خشوع، برای نماز. پس با دیدن ماه گرفتگی برخیزید ای اهل زمین و نماز آیات بخوانید. گوش نسپارید به زمزمههای بیپایهی فضای مجازی، که هر گرفتگی را به فال و فاجعه گره میزنند.
آسمان، رازهایش را تنها با آنان در میان میگذارد که با دل روشن و دیدهی بیدار، به نشانههای حق مینگرند.
✍🏻مریم قپانوری
#نقد
#به_قلم_خودم
