رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

عکسهای رهبری

 

1473911938_1.jpg

تب فراق...

19 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

تب فراق

وقتی کودک را از شیرِمادرمی‌گیرند، جهانش واژگون می‌شود؛ از فراق تب می‌کند، بی‌قرار می‌شود، شب‌ها با گریه به خواب می‌رود و روزها با اشتیاق به دامان مادر پناه می‌برد.
او نمی‌داند شیر چیست، اما می‌داند آغوشِ مادر، مأمنِ جان است صدای مادر، مرهمِ تب است. او می‌داند بودنِ مادر، یعنی آرامشِ بی‌دلیل.

و ما نیز چون کودکانی هستیم که از دامانِ امام‌مان جدا افتاده‌ایم؛ از آن آغوشِ نوری که امام رضا (ع) درباره‌اش فرمود:الامام، الانیس الرفیق و الوالد الشفیق والاخ الشقیق والامُّ البّرة بالولد الصغیر و مفزع العباد فى الداهیة النآد.(1)
امام اُنس رفیق و شفقت پدر و همراهى برادر و خوبى مادر به فرزند کوچک را دارد و در آگاهى و خصوصیات کمال و جمال، برابر و جایگزین ندارد…

پس اگر کودک از فراقِ مادر تب می‌کند،
دلِ ما نیز باید از فراقِ امام بسوزد؛ تب کنیم، بی‌قرار شویم، شب‌ها با اشکِ شوق بخوابیم و روزها با دعا و ناله، تقلا کنیم تا به آغوشِ ولایت بازگردیم. شاید این تبِ فراق، این التهابِ بی‌قراری، همان آتشِ اشتیاقی باشد که پرده‌ی غیبت را بسوزاند.
شاید اگر همه با جان و دل، امام را بخواهیم، آقا بیاید و آغوشش، آرامشِ تمامِ تب‌های بی‌درمانِ ما باشد.
پ.ن:اصول کافی،ج 1،ص 200
#نقد
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1757462994negar_1757462875507.jpg

 نظر دهید »

عطر بندگی در هوای زندگی

18 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

عطر بندگی در هوای زندگی

در میان غوغای دنیا، پیامبری برخاست که از میان همه‌ی جلوه‌های زمین، زن را دوست داشت، عطر را می‌ستود و نماز را نور چشم خود می‌دانست.

او به ما آموخت که عشق زمینی، اگر با طهارت دل و سجده‌ای عاشقانه همراه شود، نه تنها مذموم نیست، بلکه مقدس است.

در واپسین لحظات عمر، امامی چشم گشود به حقیقتی دیگر؛ فرمود:
“شفاعت ما، سهم کسی است که نماز را سبک نشمارد یعنی فقط نماز نخواند، بلکه نماز را ارزش و حرمت نهد و آن را ستون زندگی‌اش سازد.”

این دو روایت، دو پرتو از یک خورشیدند؛
یکی از زیبایی‌های دنیا می‌گوید و دیگری از سنگینی مسئولیت بندگی و هر دو، در نهایت، ما را به یک حقیقت می‌رسانند:
” انسان، اگر دل به زیبایی‌های مشروع دنیا بسپارد، اما چشم دلش در نماز آرام گیرد، اگر عاشق باشد و عاشقانه در برابر خدا خم شود، زندگی کند با یاد خدا آنگاه، نه تنها دنیا را گم نمی‌کند، بلکه آخرت را نیز به دست می‌آورد.”

پس راز رستگاری، در تعادل است: در عطر زندگی و نماز، در محبت انسان و خدا، در زمینی بودن و آسمانی زیستن.
#نقد

#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

1757409861copilot_20250909_125100.jpg

 نظر دهید »

مادری بی‌سواد،اما بصیر

18 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

🌿 مادری بی‌سواد، اما بصیر

من بچه‌ی مادری هستم که هیچ‌وقت مدرسه نرفت. از خواندن و نوشتن فقط به اندازه‌ی یک پایه آن‌هم کلاس اول بلد بود. اما انگار چیزی در دلش بود که از خیلی‌ها بیشتر می‌فهمید؛ همیشه می‌گفت:
«من هیچی ندارم، ولی نمی‌خواهم بچه‌هایم خوار و خفیف باشند.»

از همان دوران ابتدایی و راهنمایی، مادرم مثل سایه دنبال درس و مدرسه‌ی ما بود. هر هفته می‌رفت مدرسه، با مدیر و معلم‌ها حرف می‌زد، احوال درس‌مان را می‌پرسید، حتی اگه نمی‌فهمید که چه میگویند، اما با دقت گوش می‌داد و بعدش با ما حرف می‌زد.
تابستان‌ها که می‌رسید، به‌جای اینکه بگذارد در کوچه‌ها پرسه بزنیم ما را ثبت‌نام می‌کرد در کانون فرهنگی آموزشی. کلاس فیلم‌برداری، ویندوز XP، کلاس سرود، کلاس ریاضی جبرانی، کلاس تجوید و قرآن.
آن‌قدر پیگیر بود که انگار خودش استاد دانشگاه بود ولی نه، فقط یک مادر بود. یک مادر بی‌سواد، با قلبی پر از شعور و عشق.

یادم هست یک بار گفت:
«اگه خودم بلد نیستم، دلیل نمی‌شود بچه‌هایم هم عقب بمانند.»
و همین جمله شد چراغ راه من. شد دلیل اینکه امروز هرچی دارم، از آن روزهاست. از آن زن ساده‌ای که با دست‌های خسته‌اش، ما را به کلاس‌های فرهنگی می‌فرستاد، با چادر گل‌دارش می‌آمد مدرسه و با نگاهی که پر از امید بود، ما را تشویق می‌کرد.

امروز که بزرگ شدم و از کنار آن کانون فرهنگی عبور کردم،به یاد آن سال‌ها افتادم، دلم لرزید. غبطه خوردم به آن روزها، به آن زن، به آن شعور بی‌مدرک.
چطور کسی که حتی اسم خودش را نمی‌توانست بنویسد، توانست استعدادهای ما را کشف کند؟ چطور توانست ما را از کوچه‌های خاکی به مسیر درست هدایت کند؟

🕊️ و حالا که نیست.
برای روحش، برای آن همه عشق بی‌ادعا،
فاتحه‌ای می‌فرستم و صلواتی بلند.
باشد که در آن دنیا هم، مثل این دنیا، عزیز و سربلند باشد.

#به_قلم_خودم
#آزاد_نویسی
✍🏻مریم قپانوری

1757364754negar_1757270928471.jpg

 نظر دهید »

جوجه‌ای که قربانی سیاست می‌شود

17 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

🐣 جوجه‌ای که قربانی سیاست می‌شود

در نگاه اول، جوجه تنها آغازگر چرخه تولید مرغ است؛ موجودی کوچک که قرار است با تغذیه مناسب، مراقبت کافی و مدیریت اصولی، به مرغی تبدیل شود که بخشی از امنیت غذایی جامعه را تأمین کند. اما گاهی همین جوجه، به جای آن‌که در مسیر رشد و تولید قرار گیرد، قربانی سیاست‌های ناکارآمد در تأمین نهاده‌های دامی و دانه‌های طیوری می‌شود.

در شرایطی که واردات یا توزیع خوراک طیور با چالش‌هایی مواجه می‌شود از نوسانات ارزی گرفته تا تصمیمات غیرکارشناسی هزینه نگهداری از جوجه‌ها به شکل سرسام‌آوری افزایش می‌یابد. در چنین وضعیتی، برخی تولیدکنندگان ناچار می‌شوند از ادامه مسیر صرف‌نظر کنند، و این جوجه‌های بی‌گناه، به جای رشد، به مرز نابودی کشیده می‌شوند.

این اتفاق نه‌تنها از منظر اخلاقی نگران‌کننده است، بلکه تبعات اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای دارد. کاهش تولید مرغ، افزایش قیمت‌ها، فشار بر سفره‌های مردم و بی‌اعتمادی به نظام تأمین غذا، تنها بخشی از پیامدهای این بحران است.

بنابراین، لازم است سیاست‌گذاران با نگاهی دقیق‌تر، تصمیماتی اتخاذ کنند که نه‌تنها از تولیدکننده حمایت کند، بلکه چرخه زندگی این جوجه‌های کوچک را نیز محترم بشمارد. چرا که هر جوجه، آغاز یک زنجیره حیاتی است؛ زنجیره‌ای که اگر پاره شود، امنیت غذایی جامعه نیز به خطر می‌افتد.
#نقد
#به_قلم_خودم
#آزاد_نویسی
#سوژه_هفتگی

1757316161img_20250906_210208_141.jpg

 نظر دهید »

مادری بیسواد،اما بصیر

16 شهریور 1404 توسط مریم قپانوری

🌿 مادری بی‌سواد، اما بصیر

من بچه‌ی مادری هستم که هیچ‌وقت مدرسه نرفت. از خواندن و نوشتن فقط به اندازه‌ی یک پایه آن‌هم کلاس اول بلد بود. اما انگار چیزی در دلش بود که از خیلی‌ها بیشتر می‌فهمید؛ همیشه می‌گفت:
«من هیچی ندارم، ولی نمی‌خواهم بچه‌هایم خوار و خفیف باشند.»

از همان دوران ابتدایی و راهنمایی، مادرم مثل سایه دنبال درس و مدرسه‌ی ما بود. هر هفته می‌رفت مدرسه، با مدیر و معلم‌ها حرف می‌زد، احوال درسمان را می‌پرسید، حتی اگه نمی‌فهمید که چه میگویند؟ با دقت گوش می‌داد و بعدش با ما حرف می‌زد.
تابستانها که می‌رسید، به‌جای اینکه بگذارد در کوچه‌ها پرسه بزنیم ما را ثبت‌نام می‌کرد در کانون فرهنگی آموزشی. کلاس فیلم‌برداری، ویندوز XP، کلاس سرود، کلاس ریاضی جبرانی، کلاس تجوید و قرآن.
آن‌قدر پیگیر بود که انگار خودش استاد دانشگاه بود ولی نه، فقط یک مادر بود. یک مادر بی‌سواد، با قلبی پر از شعور و عشق.

یادمه یک بار گفت:
«اگه خودم بلد نیستم، دلیل نمی‌شود بچه‌هایم هم عقب بمانند.»
و همین جمله شد چراغ راه من. شد دلیل اینکه امروز هرچی دارم، از آن روزهاست. از آن زن ساده‌ای که با دست‌های خسته‌اش، ما را به کلاس‌های فرهنگی می‌فرستاد، با چادر گل‌دارش می‌آمد مدرسه و با نگاهی که پر از امید بود، ما را تشویق می‌کرد.

امروز که بزرگ شدم و از کنار آن کانون فرهنگی عبور کردم،به یاد آن سال‌ها افتادم، دلم لرزید. غبطه خوردم به آن روزها، به آن زن، به آن شعور بی‌مدرک.
چطور کسی که حتی اسم خودش را نمی‌توانست بنویسد، توانست استعدادهای ما را کشف کند؟ چطور توانست ما را از کوچه‌های خاکی به مسیر درست هدایت کند؟

🕊️ و حالا که نیست.
برای روحش، برای آن همه عشق بی‌ادعا،
فاتحه‌ای می‌فرستم و صلواتی بلند.
باشد که در آن دنیا هم، مثل این دنیا، عزیز و سربلند باشد.
#نقد
#به_قلم_خودم
#آزاد_نویسی
✍🏻مریم قپانوری

1757271006negar_1757270928471.jpg

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 65
  • 66
  • 67
  • ...
  • 68
  • ...
  • 69
  • 70
  • 71
  • ...
  • 72
  • ...
  • 73
  • 74
  • 75
  • ...
  • 224
مرداد 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            

موضوعات

  • همه
  • دلنوشته ها
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • دفاع مقدس
  • مذهبی،دینی
  • سیاسی،دینی
  • نسیم خدا
  • دینی،سیاسی
  • به سوی ظهور
  • روز مادر
  • نوروز 96
  • سواد رسانه ای
  • دینی
  • حجاب و عفاف
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • سیاسی
  • سیاسی
  • اخبار
  • درباره مدیر
  • احکام نو پدید
  • دلنوشته‌ها

آیتم ها

  • سکوی عروج.
  • تکرار تاریخ و آزمون سپیده‌ دم
  • قوسِ عمر.
  • غبار فراموشی
  • روایت نیلی یکوصال
  • عهدعلمی با امام شهید
  • عکس رهبر شهید در تنگه هرمز
  • شکوه برآمده از خاک تشنه
  • جان فدا در جنوب ایران
  • سلام کشتارجمعی متحرک
  • ده مراقبتی که این روزها به آن احتیاج داریم
  • عکس نوشته پیام رهبر انقلاب
  • چند نکته اساسی در پیام رهبر انقلاب
  • مهمان ناخوانده‌ی شب
  • عزا در چشم خواب
  • تیتر زرد.
  • ترامپ را کجا میشه کشت؟
  • دریای تسویف
  • نظر امام خمینی ره در مورد مسائل جنگی
  • ایستاده در تب خورشید

کاربران آنلاین

  • مریم قپانوری
  • راضيه فارغ
  • نورفشان

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس