علم در گفتگو زنده است
علم در گفتگو زنده است
از سکوتهای یکسویه در کلاس درس بیزارم. دلم میخواهد فضای تعلیم و تعلّم، مجالی باشد برای گفتوگو، برای اندیشیدن و به چالش کشیدن مفاهیم. کلاسی را دوست دارم که در آن شاگردان و طالبان علم شنوندگان خاموش نباشند، بلکه جویندگان پرشور باشند؛ پرسشگرانی که با هر سؤال، دری تازه به سوی فهم میگشایند. باور دارم که پرسیدن، نه تنها مایهی رشد پرسشگر است، بلکه پاسخدهنده را نیز به تأمل و بازنگری وامیدارد. علم، در گفتوگو زنده میشود، نه در مونولوگهای بیجان.
گاه با خود میاندیشم: اگر در حلقهی درس امام باقر یا امام صادق (ع) نشسته بودم، آیا میتوانستم لحظهای را بیپرسش و بیتأمل بگذرانم؟ آیا میتوانستم شاهد بارش نور باشم و خاموش بمانم؟ نه، من از آن شاگردان میبودم که ثانیهثانیهی آن مجلس را غنیمت میشمردند و با عطش فهم، جانشان را به زلال معرفت میسپردند.
علم را دوست دارم و شاید تنها ولعی که در آن سیری نیست، همین علماندوزی باشد. در زندگیام، بارها حسرت زیستن در کنار عالمان ربانی و شاگردان همهچیزدان ائمه را خوردهام؛ آنان که هم در نجوم دستی داشتند، هم در طب، علوم غریبه و هم در فقه و حکمت. امروز، با گستردگی و پیچیدگی علوم، دیگر کمتر کسی میتواند ادعا کند که علامهی ذوالفنون است؛ هرچند هنوز نامهایی چون علامه حسنزاده آملی و شیخ بهایی، چون ستارگانی در آسمان دانش میدرخشند.
به یاد دارم، هرگاه از استادی پرسشی میپرسیدم، بیآنکه پاسخ دهد، مرا به کتاب و کتابخانه ارجاع میداد. شاید میخواست مرا به تفکر و جستوجو وادارد، شاید نمیخواست آسانجو باشم. اما من باور دارم که پاسخ دادن، اگر با تأمل و دقت همراه باشد، از هر ارجاعی برتر است. مجلس علمی، آنگاه که مباحثهمحور باشد و نه صمٌ بُکم، نه تنها تجسس نیست، بلکه عین علمآموزی است. پرسش، در چنین مجلسی گاهی از دل نیازی عمیق برمیخیزد؛ شاید در پس آن سؤال، تصمیمی مهم نهفته باشد که ما از آن بیخبریم.
علم، در گفتوگو میروید؛ در پرسشهایی که از جان برمیخیزند و پاسخهایی که با صداقت و ژرفاندیشی داده میشوند. من، در این مسیر طالب علمم، عاشق آن مجلسیام که در آن، فهم مشترک زاده میشود؛ مجلسی که در آن، هر پرسش، چراغی است و هر پاسخ، راهی به سوی حقیقت.
#نقد
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری
