عکسهای رهبری


هوای معنویت
در روز اربعین، زمانی که دلها در آتش شور یاد و محبت میسوزند، هوای معنویت و تقرب به پیام الهی تازه میشود. این روز، یادآور فداکاری و عشق بیپایان امام حسین (ع)ست که در نبرد سرنوشت، سرشار از شجاعت و ایمان قدم نهاده و در راه عدالت و حق ایستاده است. آرامش عمیق احساسی که با هر قدم زنی، در میان صفهای گستردهی زائران جاری میشود، همچون ندای زلال از دل کوهستان، جان انسانها را تازه و پر از امید میسازد.
تو نیز که در پی این مسیر، قدم با قدم به سوی نور هدایت میگذاری، میبینی که هر قطرهی اشک، هر نوای سوگواری و هر جرعه دعای همدم، قصهایست از عشق بیپایان به عدالت و انسانیت. ایام اربعین، آینهایست از بلندای اخلاق و عظمت اخلاقی، جایی که انسانها به یاد میآورند که در برابر ظلم و ستم، باید بایستند و به یاد داشته باشند که عشق و اتحاد، قویترین نیروی تغییر است.
در دل این مراسم معنوی، همچون سفینهای میشوی که با هر نسیم دعا، به عمق جان و روح سرشار از ارادهی پاک انسانها شکافته میشود، تا درسی از ایثار و پایبندی به ارزشهای والای انسانی، برای نسلهای بعد به جا بگذارد.
✍🏻مریم قپانوری
#به_قلم_خودم

التهاب و اتحاد
فضای گروهها، کانالها، جلسات و دورهمیها ملتهب است. همه از قطعیهای پیدرپی آب و برق میگویند. از کلافگی، گرما و ناکارآمدی در تامین نیازهای اولیهی زندگی مردم میگویند.
یکی از انتخاب نادرست مردم در گزینش رییس جمهور میگوید. آن یکی از کجفهمی و لَج سیاسی گروهها و حزبها در انتخابات میگوید. آن یکی از انتصابات جدید و بدبین کردن مردم به نظام و رهبری میگوید. یکی دیگر از اتحاد و همبستگی میگوید؛ آن یکی با غلط شمردن اتحاد و پذیرفتنش تحت هر شرائطی.
در آخر این سبک از امیر بیان است که روشنیبخش هر صراطی و محفلی است؛
امیرالمؤمنین (ع)، علیرغم تمامی ناملایمات و نادیده گرفتن حق مسلم خلافت خویش، برای حفظ وحدت اسلامی و جلوگیری از فروپاشی جامعهی مسلمانان در برابر دشمنان داخلی و خارجی، تصمیم به صبر و بردباری گرفت.
حضرت در این مورد در خطبه شقشقیه میفرماید: «…پس از ارزیابی درست، صبر و بردباری را خردمندانهتر دیدم. پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم و استخوان در گلوی من مانده بود؛” فَرَأَیْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَی هَاتَا أَحْجَی فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَی تُرَاثِی نَهْباً.»
ما هم با تاسی از رهبر عظیمُالشَّانِمان صبر پیشه میکنیم و با اتحاد و همدلی بیشتر، شر دشمنان داخلی و خارجی را از جامعه و نظام اسلامی دفع میکنیم.
✍🏻مریم قپانوری
#به_قلم_خودم

اَعظمُ النِّعمَةِ
پدرم همیشه میگفت: “حفظ بدن از جملهی واجبات است. جسم مرکب روح است، تا بدن سالم و سلامت نباشد، نمیتواند روح را به پرواز دربیاورد و به مقصد کمال بینهایت برساند.”
امروز وقتی قیافهی آویزان و به هم ریختهی عابری را در کوچه دیدم، یاد همان حرفها افتادم. بندهی خدا دماغش را به زور بالا میکشید، دندانهایش ریخته، زانوهایش تا به تا شده، زیرچشمهایش گود افتاده و سفیدی آنها به کاسهی خون تبدیل شده بود.
او مرتب در خانهی همسایهها را میزد، چشمانش را پر از اشک میکرد تا شاید کسی ترحمی کند و پولی برای خرید نیاز روزانهاش به دست بیاورد.
بچهها از او فرار میکردند، خانهها او را طرد میکردند. صدای خواهش و التماسش بیشتر میشد.
گوشهای کنار تیر برق نشست و از سرنوشت غمبارش میگفت. از اینکه روزی او هم مثل بقیه زندگی و خانوادهای داشته، روزی که با همسر و دوفرزندش زندگی میکرده و امروز نمیداند آنها کجا هستند و چکار میکنند؟!
صدای کشیده شدن پاهایش روی زمین میآمد و او بدون هیچ مددی کوچه را به مقصد نمیدانم ترک کرد.
امیرالمؤمنین (ع) فرمود:
اَعظمُ النِّعمَةِ اَلعافِیةُ فاغتَنِموُها لِلدُّنیا وَ الأخرة.
بزرگترین نعمت، عافیت و تندرستی است. شما آن را برای دنیا و آخرت خود (هر دو) غنیمت بشمارید.
(تحفالعقول، ص ١٤٦)
✍🏻مریم قپانوری
#به_قلم_خودم

نوحآوند موکب کربلا
در ژرفای تاریخ، جایی که امواج خشمگین طوفان، آوای نابودی سر میدادند؛ نوح نبی الله، کشتیای ساخت از چوبهای صبور و قیر اندود. این کشتی، نه تنها پناهگاهی برای او و خانوادهاش، بلکه مأوایی برای جفت جانداران بود تا از گزند عذاب الهی در امان بمانند.
کشتی، مأوای امید بود در دل دریای ناامیدی.
پس از روزها و شبهای پر اضطراب، طوفان فرو نشست و کشتی نوح، بر قلهای در نوحآوند(نهاوند) آرام گرفت. این آغاز دوبارهای بود، تولدی دوباره برای انسانیت و حیوانات.
آن طوفان آرام گرفت اما دریای دنیا اما همچنان خروشان است و امواج خشمگین بلاها بر ساحل آرزوها میکوبند. گردبادهای شک و تردید، قلبها را به لرزه درمیآورند و صخرههای غفلت و نادانی، راه را بر سالکان حق میبندند.
مسافران اما در این میان، نوری امیدبخش مییابند؛ اینجا در قلب این شهر(نهاوند) سفینة النجاة، لنگر انداخته است. مسافران و زائران اربعین چشم انتظار سپیده دم در جادهی بی انتهای این شهر قدم برمیدارند تا خود را به سر منزل مقصود برسانند.
✍🏻مریم قپانوری
#به_قلم_خودم

دنیای آدمبزرگها
درایوان لَم داده بودم، با انگشت شستم رواقم را زیر و رو میکردم. صدای خانم همسایه میآمد. دخترم را سرزنش میکرد که چرا عروسکش را بیرون برده و دخترش آن را تکهتکه کرده است؟! به جای اینکه معذرتخواهی کند یا دخترش را سرزنش کند، دختر ساده و بیریای مرا نکوهش میکرد.
لحظهای دلم به حال دخترم سوخت و حرصم به جهت اینهمه کبر و غرور درآمد.
اصلا اینها اوصاف یک متکبر است. آدمی که به خاطر کبر و غرورش نمیخواهد اشتباهش را بپذیرد و بدتر از آن، دیگران را مقصر جلوه میدهد.
در دنیای ما آدم بزرگها هم آمریکا؛ خونخوار و استکبار جهانی، با غرور از حملهاش به ایران و تاسیسات هستهای میگوید. ما را مقصر جلوه میدهد که نباید فعالیت هستهای داشته باشیم. اما ما همان طفلمعصوم ساده و بیآلایش نیستیم که تسلیم غُلدُری و سیاستهای خبیثش بشویم.
قرآن کریم میفرماید:
ولاتصعر خدک للناس و لاتمش فی الارض مرحا ان الله لا یحب کل مختال فخور
لقمان آیه17.
✍🏻مریم قپانوری
#به_قلم_خودم
