عطر حضور حقیقی
میان سکوت سرد صفحهی گوشی همراه و مرور بیپایان نگارههای مجازی، ناگهان چشمم به نمایههایی افتاد؛ نمایههایی کوچک که هر کدام، ویترین یک عمر است. یکی قد کشیدن فرزندی از نسلاش را به تماشا گذاشته و آن دیگری، شکوه همقدم شدن در مسیر پرفراز و فرود زندگی را.
عصر ارتباطات پارادوکس تلخی است. ما در دنیای اتصال دائم اینترنت، آنچنان از یکدیگر جدا شدهایم که اخبار زندگیمان را باید از پشت شیشههای سرد و بیروح پروفایلها سراغ بگیریم. اینهمه تکنولوژی انگار میان قلبهای ما دیواری از جنس غفلت کشیده است. آنقدر در حصار تنگ روزمرگیها و خودمحوریها غرق شدهایم که یادمان رفته، روح آدمی در پیوند با دیگران پویا میشود.
ما غافل شدیم از آن حقیقت الهی که فرمود: «یَدُ اللهِ مَعَ الجَماعَة». دست خدا با جماعت است. جماعتی که در تلاطمهای سهمگین روزگار و در آرامش ساحل آسایش، تکیهگاه یکدیگرند. ما انسانایم؛ موجودی که درخلوت خودساخته، رشد نمیکند بلکه در وحدت با دیگران شکوفا میشود.
یک دست صدا ندارد. این قانون خلقت است. وقتی پیوندها سست شود، وقتی نگاهها به جای درک چشمان یکدیگر، به لایکها، آمارها و عکسهای بی روح دوخته شود، روح معنویت از کالبد جامعه میرود. باید حصارهای شیشهای این دنیای مجازی را بشکنیم؛ از «نمایه» به «درک حضور» همدیگر کوچ کنیم چرا که عطر حضور حقیقی، هرگز در هیچ پست و استوری پیدا نخواهد شد.خداوند، جماعت همدل را دوست دارد. در قلبهای به هم پیوسته، راحتتر میتوان خدا را یافت.
#نقد
#به_قلم_خودم
#مدار_نوشتن
#رها_نویسی
✍🏻مریم قپانوری





