رهروان عشق

رهروان عشق

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 
  • رهروان عشق

پرستاری که مادر شد

04 آبان 1404 توسط مریم قپانوری

پرستاری که مادر شد

وارد بخش دیالیز که شدم، بوی آنتی‌سپتیک و صدای آرام دستگاه‌ها مثل گذشته در فضا پیچیده بود. خانم سعیدی، پرستار بخش ویژه، با دقتی مادرانه همه بیماران شیفتِ صبح را به دستگاه‌ها متصل کرده بود. برای لحظه‌ای سرش را روی میز کنار تخت گذاشته بود و بی‌صدا خوابش برده بود. مادرم روی تخت دیالیز نشست و من نیز کنارش نشستم، مثل همیشه، بی‌کلام و پر از دعا و نیایش.

اندکی بعد، صدای گرفته‌ی عمو عیسی، پیرمرد دیالیزی، سکوت را شکست. بیماران شیفت بعد از ظهر آمده بودند و منتظر بودند تا نوبت‌شان برسد. خانم سعیدی با همان آرامش همیشگی، از جایش بلند شد، میان تخت‌ها چرخید، فشار خون گرفت، لبخندی زد و گاه‌گاهی دستی بر شانه‌ی مادرم می‌کشید؛ انگار که درد را با لمسش تسکین می‌داد.

مادرم دو سال در همین بخش دیالیز می‌شد. وقتی آن روز تلخ رسید و مادرم برای همیشه رفت، در مراسم ختم‌اش خانم سعیدی هم آمد. نه فقط به‌عنوان پرستار، بلکه به‌عنوان کسی که هر هفته و هر روز، شاهد درد و صبر مادرم بود. کنار ما نشست، فاتحه خواند و بعد از آن، رابطه‌اش با ما قطع نشد.

هر چند وقت یک‌بار، من و خواهر معلولم را به اتاق پرستاری دعوت می‌کرد. نیم‌ساعتی مهمانش بودیم. برای خواهرم، شیرینی می‌آورد، گاهی بادکنک، گاهی دفترچه‌ای با گل‌های نقاشی‌شده. می‌گفت: «این برای دل مادرتونه، که همیشه دعا می‌کرد برای شکوفه.» و ما می‌دانستیم که این محبت، ادامه‌ی همان مهر مادری‌ست که حالا در قالب پرستاری مهربان، زنده مانده.

سال‌ها گذشت خواهرم اما همچنان با همان معصومیت کودکانه‌اش، چشم‌انتظار دیدار خانم سعیدی بود و او، هر بار با همان گرمی، ما را پذیرا می‌شد. در روزهای تولد شکوفه، پیام تبریک می‌فرستاد. گاهی برایش روسری گل‌دار می‌فرستاد و گاهی کتاب دعا. می‌گفت: «یاد مادرت همیشه با منه. انگار هنوز صدای دعاش توی بخش می‌پیچه.»

خانم سعیدی فقط پرستار نبود. او حافظ خاطره‌ی مادرم بود. کسی که درد را دیده بود، صبر را لمس کرده بود و حالا با مهرش، آن خاطره را زنده نگه می‌داشت. برای ما، او نماد ادامه‌ی محبت بود و برای شکوفه، مثل نوری بود در اتاقی تاریک؛ نوری که هرگز خاموش نشد.

#سوژه_هفتگی
#به_قلم_خودم
✍🏻مریم قپانوری

17614777581761471257img_20251025_202214_584.jpg

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: دینی لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

دی 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

موضوعات

  • همه
  • احکام نو پدید
  • اخبار
  • به سوی ظهور
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • تبلیغات
  • حجاب و عفاف
  • درباره مدیر
  • دفاع مقدس
  • دلنوشته ها
  • دینی
  • دینی،سیاسی
  • دینی،مذهبی،سیاسی
  • روز مادر
  • سواد رسانه ای
  • سیاسی
  • سیاسی
  • سیاسی،دینی
  • عکس نوشته
  • عکس نوشته ها
  • مذهبی،دینی
  • نسیم خدا
  • نوروز 96

آیتم ها

  • چگونه به مقام رضا و تسلیم برسیم؟
  • روایت دوران پهلوی
  • مدیریت اقتصادی در خانه
  • چراغ علاء الدین
  • چگونه نام و یاد اهل بیت (ع)را زنده نگه داربم؟
  • تب واکسن،بغض شهادت
  • حقوق والدین بر فرزندان
  • آنچه که از پدر به ما به ارث رسیده است
  • راه رسیدن به خدا
  • رقص عقربه‌ها در بلندترین شب
  • یلدای پرتقالی
  • چگونه یلدایی متفاوت برگزار کنیم؟
  • متن تبریک ویژه شب یلدا
  • خیاط زندگی
  • نازپرورده و خود شیفته
  • راهکارهای داشتن زندگی بهتر
  • چگونه یلدایی خاص برگزار کنیم؟
  • راهکارهای ساده زیستی در زندگی
  • چگونه قدردان زحمات دیگران باشیم؟
  • چگونه با فرزند خوانده خود رفتار کنیم؟

کاربران آنلاین

  • مهنــــا
  • خلوت نشینِ گوشه‌ی گوهرشاد

ساعت

ساعت فلش

کد موس یا ضامن آهو

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس